خلاصه قسمت 31 سریال دونگ یی


خلاصه قسمت 31 سریال دونگیی از : ܔ❀ بهترین های من ܓܨ (2online4.ir)

 

دونگ یی با لباس های ویژه وارد قصر میشه . لباس هایی که خودش از معنا و مفهومش باخبر نیست . و منشی بهش میگه که شما فعلا به اقامتگاه برید خود امپراتور میاد و توضیح میدن.

امپراتور در تالار به وزرا میگه که الان که دونگ یی وارد قصر میشه دیگه یک بانوی بازرسی نیست بلکه الان به عنوان بانوی ویژه قصر هست که وارد میشه و شما باید بدونید که الان چه کسی رو میخواید بازجویی کنید .وزرا که شوکه شدن میگن این تصمیم قابل قبول نیست و مخالفت میکنن و میگن  اون یک مجرمه و با آتیش زدن خزانه قصر و فرار کردنش باید مجازات بشه اما امپراتور میگه دیگه حرفی ندارم  و میره…

وزرای حزب جنوبی که حسابی شوکه شدن در پایان جلسه  میگن که امپراتور با  حقه میخواد از اون دختر محافظت  کنه .

VTS_03_1_0.01.10.00.jpg

VTS_03_1_0.02.00.00.jpg

VTS_03_1_0.02.10.00.jpg

VTS_03_1_0.02.50.00.jpg

VTS_03_1_0.03.00.00.jpg

VTS_03_1_0.03.30.00.jpg

پس از پایان جلسه امپراتور به اتاقش میره و منشیش رو صدا میکنه و میگه: دونگیی رو آوردی . مشکلی پیش نیومد . سوالی نکرد.

منشی میگه : نه فقط تعجب کرده و هنوز خبر نداره .

امپراتور که هیجان زده هست میگه نمی دونم چطور واقعیت رو بهش بگم و منشی میگه فقط احساس تونو بهش بگید.

VTS_03_1_0.09.20.00.jpg

VTS_03_1_0.09.30.00.jpg

VTS_03_1_0.10.20.00.jpg

VTS_03_1_0.11.50.00.jpg

امپراتور به اقامتگاه موقت دونگیی میره و با اون ملاقات میکنه .

دونگیی که الان از طریق ندیمه هاش  از موضوع باخبر شده وقتی امپراتور رو میبینه میگه که چرا این کارو کردی و به زودی همه میفهمن که فقط برای که من بتونم وارد قصر بشم این لباسارو من پوشیدم و همه اشتباه میکنن  اما امپراتور میگه اشتباه نشده و این حقیقت هست و ازش خواستگاری میکنه و انگشتری رو که قبلا باهم در بازار براش خریده بود رو توی دستاش میزاره و به قصر اصلی برمیگرده . و دونگ یی هم که شوکه شده بود همونجا توی اقامتگاه موقتش میمونه.

VTS_03_1_0.12.00.00.jpg

VTS_03_1_0.14.20.00.jpg

VTS_03_1_0.14.30.00.jpg

VTS_03_1_0.14.40.00.jpg

VTS_03_1_0.16.30.00.jpg

VTS_03_1_0.16.40.00.jpg

اما دونگیی توی بد مخمصه ای گیر کرده چون اون دختر یک مجرم هست که به کشورش خیانت کرده و به همین دلیل نمیتونه تصمیم بگیره.

VTS_03_1_0.30.20.00.jpg

VTS_03_1_0.30.40.00.jpg 

اما بریم سراغ چانسو :

چانسو شب قبل موضوع رو از رئیس سئو میفهمه و رئیس سئو بهش میگه که امپراتور چه تصمیمی گرفته . تنها راه برای محافظت از دونگیی همینی هست که  امپراتور گرفته.

VTS_03_1_0.12.50.00.jpgVTS_03_1_0.13.00.00.jpg

VTS_03_1_0.13.10.00.jpg

VTS_03_1_0.13.20.00.jpg

چانسو  حالا که دونگیی وارد قصر شده و امپراتور به دیدنش رفته به پیش امپراتور میره تا با اون صحبت  کنه …

چانسو به امپراتور میگه که میخوام بدونم چه احساسی نسبت به دونگیی داری ؟ اما امپراتور میگه که اول من میخوام ازت یه سوال کنم که الان به چه عنوانی این سوال رو میپرسی؟ برادرش یا عشقش ؟

و میگه که بعنوان برادرش اومدم و میخوام این سوالو ازت بپرسم که اگر از بودن باشما بترسه چیکار میتونی براش بکنی . اونم فقط بخاطر موضوعی که از کنترول اون خارجه …

VTS_03_1_0.33.30.00.jpg

VTS_03_1_0.33.40.00.jpg

VTS_03_1_0.49.50.00.jpg

VTS_03_1_0.50.00.00.jpg

VTS_03_1_0.50.10.00.jpg

VTS_03_1_0.50.20.00.jpg

و بعد چانسو به سراغ دونگیی میره …

دونگیی و اون که هردو از گزشته هم با خبرن و میدون که اگر معلوم بشه که اونا چه نسبتی با رئیس و گروه شمشیرزنا دارن چه خطری ممکنه  براشون رخ میده ..

و از اون طرفم دونگیی ناراحته که اگر بخواد این راز رو از امپراتور پنهان کنه و روزی برملابشه چیکار باید بکنه …

و موجب ناراحتی امپراتور میشه ..

چانسو که دونگیی رو میبینه میگه که اگر بخوای همین الان تورو از قصر خارج میکنم و با هم پایتخت رو رها میکنیم .

اما آیا میتونی مثل وقتی زندگی کنید که امپراتور رو هنوز نمیشناختی….

VTS_03_1_0.36.20.00.jpg

VTS_03_1_0.38.10.00.jpg

VTS_03_1_0.39.00.00.jpg

 

اما وقتی خبر به بانو جانگ میرسه اون به شدت عصبانی میشه و به سراغ امپراتور میره .

بانو جانگ به امپراتور میگه که : من مخالفت وزرا با اومدن دونگیی رو براتون حل میکنم اما شما باید در ازای انجام این کار برادر منو که فقط به جرم خرید و وارد کردن دارو از خارج قصر اونم برای خواهرزادش (ولیعهد) و یک تهمت اونو بازداشت کردن و به زندان انداختن رو آزاد کنی و به اقامتگاهش برمیگرده.

امپراتور که از شنیدن این صحبت ها تعجب کرده با مشاور ورئیس سئو مشورت میکنه  و رئیس سئو میگه که بهتره که رئیس جانگ رو ازاد کنید ولی به اون یک مقام پایین بدید من بزودی دوباره اونو گیر میندازم چون یک مدرکی دارم که فعلا نمیتونم در موردش بگم .

بنابر این رئیس جانگ آزاد میشه و پیش خواهرش میره و به اون مقام رئیس مهمان خانه قصر رو میدن.

 VTS_03_1_0.42.40.00.jpg

VTS_03_1_0.43.00.00.jpg

VTS_03_1_0.43.40.00.jpg

VTS_03_1_0.43.50.00.jpg

VTS_03_1_0.45.20.00.jpg

VTS_03_1_0.45.30.00.jpg

VTS_03_1_0.47.10.00.jpg

اما چانسو به منزلش برمیگرده و تمام نشانه های گروه شمشیرزنا رو آتیش میزنه و با خودش میگه که : من  اینارو از بین میبرم اما برای همیشه اونا رو توی دل خودم نگه میدارم  اما انتقام شما رو میگیرم … اما دونگیی نباید به هیچ وجه تاوان این موضوع رو بده و برای حمایت از اون  تمام  تلاشمو انجام میدم.

 VTS_03_1_0.14.00.00.jpg

VTS_03_1_0.53.50.00.jpg

VTS_03_1_0.54.30.00.jpg

VTS_03_1_0.54.40.00.jpg

VTS_03_1_0.54.50.00.jpg

امپراتور به اقامتگاه دونگیی میره اما میبینه که اون توی اقامتگاهش نیست و لباساشو گزاشته و رفته …

به همین علت دستور میده که همه جارو دنبالش بگردن …

چانسو در همین لحظه میاد و از موضوع باخبر مشه و به امپراتور میگه که امروز سالروز مرگ پدر و برادش هست و اون باید روی صخره فلان کوه باشه…

با شنیدن این خبر امپراتور فورا خودشو به اون صخره میرسونه و میبینه که دونگیی اونجاست…

دونگیی تصمیمشو میگیره و اینجاست که درخواست امپراتور رو میپذیره.

VTS_03_1_0.49.30.00.jpg

VTS_03_1_0.56.00.00.jpg

VTS_03_1_0.59.50.00.jpg

VTS_03_1_1.00.00.00.jpg

VTS_03_1_1.00.20.00.jpg

VTS_03_1_1.00.30.00.jpg

پایان قسمت سی و یکم سریال دونگ یی از : ܔ❀ بهترین های من ܓܨ (2online4.ir)

قسمت بعد در روزهای آینده بین ساعت 18 تا 18:30  قرار داده میشه.

منبع : بهترین های من

این پست 842 روز پیش منتشر شده است .
خوشحال میشم نظر شما رو هم بدونم


Mohammad N.


کپی از مطالب فقط بادرج لینک منبع مجاز هست درغیر این صورت حقی  بر عهده
شماســـت.

215 پاسخ در “خلاصه قسمت 31 سریال دونگ یی”

  • خیلی عاااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود بابا

  • ممنون خیلی خوب بود

  • خیلی ممنونم..

  • سلام من همیشه از سایت شما دونگی می خوانم

    • سلام

      خوشحالم اینجا سر میزند.

  • من ازسایت شما خیلی خوشم می آید به سایت من هم سر بزن

    • خواهش میکنم .

      حتما

      • من سایت ندارم چطوری باید سایت درست کرد

        • به زودی براتون آموزش قرار میدم

  • i love your web

  • واقعا فوق العاده بود ممنون.
    By

  • به نظر من این قسمت بهترین قسمته.

  • سلام واقعا ازتون ممنونم .سایت عالییییییییییییی دارین

  • خیلی خوب بود.ولی اگه ویدیو هاش رو میزاشتی +خلاصه عالی می شد.

    • همه نمیتونن ترافیک و سرعت بالا رو داشته باشن به همین علت تصاویر رو استفاده کردم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

nucler