خلاصه سریال دونگ یی قسمت 28


قبل از شروع پنج تا  نکته رو لازم دیدم بگم.

1. چانسو برادر خونی دونگیی نیست و دوست برادرش بوده که از کوچیکی با هم توی یک خونه بزرگ شدن و چون همه جا همدیگه رو برادر و خواهر صدا میکنن منم با همین نام مینویسم .چند بار توی نظرات گفته شد دیدم بهتره یه بار توی پست بگم که چرا این طور مینویسم.

2. همیشه گفتم اینجا هم میگم دوبلور های صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران بهترین دوبلورهای جهان هستند و اگر اینها نبودن برای ما فارسی زبانا دیدن فیلم های خارجی اینقدر لذت بخش نبود که گاهی حتی یک هنرمند خارجی توی ایران فقط بخاطر صدای زیبایی که روش گزاشته شده محبوب میشه وگرنه خودش ممکنه چندان محبوبیتی نداشته باشه.

اینم ” اریان ” برام توی نظرات گفت متن نظرشو براتون میزارم  و ممنونم ازش :

“سلام . ممنون که داستان رو برای ما می گذارید من می خواستم اسم دوبلورهای زحمت کش این سریال رو بگم دونگ یی خانم زهره شکوفنده . چانسو کامبیز شکوفنده . پادشاه منوچهر والی زاده . بانوی بازرسی که دشمن دونگ یی هست مریم صفی خانی . دو مرد کانون نوازندگان که دوست دونگ یی هستند شهروز ملک ارایی و سعید شیخ زاده . بانو جانگ خانم مینو غزنوی . برادر بانو جانگ کریم بیانی . ملکه مادر شراره حضرتی . ملکه جوان فرانک رفیعی طاری”

3. من سریالو کامل اینجا نمیزارم یعنی وقتشو هم نمیکنم این کارو انجام بدم  و به شاخ و برگ های اطرافش توجه نمیکنم و فقط موضوع اصلی سریال و بخش هایی که در آینده بهشون نیاز پیدا میکنمو براتون میزارم. عکس ها رو هم باهدف انتخاب میکنم و همینجوری نمیزارم . سکانس های فیلم که در بعضی جاها کات میشه رو من یه جا ماجرا وعکساشو میزارم که سرنخ موضوع براتون از بین نره . اینجوری هم لذت دیدن سریال از بین نمیره و هم اینکه وقتی فیلمو دیدید براتون سوال ایجاد نشه که چرا یه موضوع توی  اون قسمت چند بخش شده ولی اینجا همه رو با هم گفتم یا یه موضوعی اصلا اینجا گفته نشده . من فقط  ماجرا هایی که توی یک قسمت رخ میده رو توضیح میدم و هرجا سریال تموم بشه همونجا هم پست تمون میشه و ادامه نمیدم.

4. یه معذرت هم بابت قلت (غلط) های املایی که رخ میده میخوام باور کنید یک بار میخونمش و غلطارو تصحیح میکنم اما بعضی مواقع از دستم در میرن.

5. نحوه گزاشتن عکسا به این صورته که اول متنو میگم بعد عکسای اون متنو به ترتیب نمایش میدم.

قسمت 28 سریال دونگ یی از ܔ❀ بهترین های من ܓܨ (2online4.ir)

این قسمت یکی از قشنگ ترین قسمت هاست چرا که شما از ماجراهایی که تا الان براش رخ داده باخبرید. توی این پست 72 تا عکس گزاشتم برخلاف قبل چون لازم بود.

دونگیی که لباس رختشورا رو پوشید وارد قصر شد و بعد به سمت یکی از درب هایی که به قصر اصلی میرسه  میره اما وقتی میخواد وارد بشه سربازا سرمیرسن و نمیزارن عبور کنه در همین لحظه امپراتور هم که از سوء قصد علیه ملکه ناراحته توی باغ داره قدم میزنه که ناگهان صدای دعوا رو از جلوی درب میشنوه وبه یکی از مباشراش میگه برو ورسیدگی کن و اگر مشکلی نیست بی سرو صدا ردشون کن برن  درهمین لحضه که امپراتور داره درب رو نگاه میکنه بهش خبر میدن که ملکه جانگ بهوش اومده و اون سریع خودشو به اقامتگاه ملکه میرسونه . اما مباشر هم میره و جلوی سربازا رو میگیره و میگه که اگر مشکلی نیست این دخترو ردش کنید بره و دیگه نمیخواد بفرستیدش دادگستری. و اونا هم دونگ یی رو به بیرون قصر اصلی میبرن و رهاش میکنن.

بعد از اینکه امپراتور ملکه رو میبینه و میره برادرش میاد و با ملکه صحبت میکنه و میگه که چرا این کارو کرد و رئیس جانگ هم میگه که با تمام قدرتش ازش حمایت میکنه .

از طرف دیگه سربازای رئیس سئو میفهمن که دونگیی قبلا توی چه میهمان خانه ای بوده . مسئول میهمان خانه میگه که دونگیی به همراه دوستش سولهی اومدن و مدتی رو اینجا بودن . با این خبر دیگه اونا مطمعن میشن که دونگیی به پایتخت رسیده و شروع میکنن به گشتن در مورد اون. و قتی از قسمت نگهبانی چپ پرسو جو میکنن میفهمن که یه نفر داشته دنبال رئیس سئو و چانسو میگشته و حدس میزنن که از طرف دونگیی بوده باشن چرا که اون خبر نداشته که اونا از پاسبانی رفتن.


اما از طرف دیگه از مادر ملکه جانگ میگم که یه تعداد اوباش رو خبر میکنه و بهشون پول میده که برن به خانه ملکه سابق و اذیتش کنن و اونا هم میرن و تمام اسباب ملکه سابق رو میشکنن و خراب میکنن.


دونگیی که نمیتونه وارد قصر اصلی بشه به رختشور خانه میره و شروع به شستن لباسا میکنه ولی لباسای ملکه جانگ رو آورده بودن که بشورن که یک دستمالی رو پیدا میکنه که به نوعی گیاه آغشته بوده (اسمشو نمیدونم چی بود ) که اثرش اینه که تاثیر سم رو کاهش میده . ناگهان خبر میرسه که قراره از بازرسی بیان و رختشور خونه رو بازرسی کنن . دونگیی که خیلی خوشحال میشه تصمیم میگیره به نحوی دوستاشو خبر کنه به همین علت به بهونه گذاشتن لباس به اتاق یکی از خدمتکارا میره به  و وقتی که اونا میرن  نوشته ای رو در زیر یکی از کمدا قایم میکنه که بازرسا پیداش کنن و بفهمن که اون اونجاست .

بازرسا میان  اما سربازرس که با ملکه جانگ دوسته و با دونگ یی مخالف هست هم همراه سربازرس جانگ (که دوست دونگ یی  هست ) میاد و میگه که چون تو با ملکه مخالفی نمیشه تنها کار کنی و باید روت نظارت کنم  وقتی که بازرسی که دوست دونگیی هست میخواد بره اتاق رو بگرده سربازرس بهش اجازه نمیده و میگه که دونفر دیگه که اون اونارو میشناسه و از افرادش هستن برن و اتاق رو بگردن و اونا میرن واتاق رو بررسی میکن و تمام  لوازم ممنوعه رو باخودشون میبرن و بازرسی تموم میشه .

دونگیی که الان واقعا ترسیده بوده چرا که اگر اونا نامشو پیدا میکردن کارش تموم بود سریع به اتاق خدمتکارا میره تا ببینه که آیا بازرسا پیغامی رو که قایم کرده بوده رو دیدن و بردن یا نه که میبینه اونو بردن  که در این لحظه یکی از صاحبان اتاق میاد و میگه که داری چیکار میکنی میخوای دزدی کنی  و داد و هوار راه میندازه …(تا اینجاشو داشته باشید بریم یه جای دیگه و بعد ادامشو میگم )

(اینجای نوشتن بودم که ناگهان  برق رفت :cry: اما خوشبختانه زلزله نیومد :oops:  به خاطر همین نتونستم ادامه بدم و سر موقع براتون بزارم روی سایت . خوبیش این بود که رولبتاب بودم و گزاشتم برق اومد بعد ادامشو دادم   :cry: )
اما دوست دونگیی به بازرس جانگ خبر میده که یه چیزی باید بهتون بگم و میرن یه جایی و خصوصی صحبت میکنن . دوست دونگیی میگه که از دونگ یی یه نشونه پیدا کرده  و تعریف میکنه که وقتی اونگیوم و شینبی رفتن و بازرسی کردن من رفتم و دوباره بازرسی کردم و یک پیغام از دونگیی پیدا کردم که مثل قبلا رمزی نوشته شده و کار دونگیی هست و اون گفته که توی رخت شور خونه هست . به همین علت اونا سریع به سمت رختشور خونه حرکت میکنن و زمانی میرسن که اون خدمتکار دست دونگیی رو گرفته و میخواد به بازرسی بیاره و جلوشو میگیرن و دونگیی رو با خودشون به یه جایی که در دید نباشه میبرن و سرباز رس جانگ میگه که من میرم و به امپراتور خبر میدم تو همین جا باش.

اما در قصر اتفاقی رخ میده .

به امپراتور خبر میدن که افرادی قصد شورش دارن و با ملکه سابق در ارتباطن و دادگستری شروع به دستگیری اونا کرده .

دادگستری تمام وزیرایی که به خانه ملکه سابق رفتو امد میکردن رو دسگیر میکنه و به بازرسی میان و سربازرس جانگ رو به همراه دوست دونگیی رو بازداشت میکنن و اونا نمیتونن برن و به شاه خبر بدن که دونگیی توی قصره.


در کانون نوازندگان پسر رئیس اونجا رئیس پونگ رو به تحقیق در مورد اون رختشوری که دیده بوده میفرسته و اونم میاد و میگه که اون بانوی رختشور خونه بوده . اونم بلافاصله میره رختشور خونه و به دونگیی نگاه میکنه اول شک میکنه اما بعد میفهمه که اون خود دونگیی هست اما تعجب میکنه و میره خونه و با پدرش صحبت میکنه ولی چون اونا با رئیس جانگ مشکل دارن میرن به پیش وزیر که برادر اونه (رئیس کانون نوازندگان) تا خبرو به اون بدن اما وقتی اونجا میرسن میبینن که رئیس جانگ هم اونجاست و ناچارا خبرو همونجا هم به رئیس جانگ و هم به رئیس دادگستری میدن . با شنیدن این خبر اونا سریع سربازا رو میفرستن تا همه جا ی قصر رو بگردن  و به رختشور خونه هم سر میزنن .

دونگیی که میبینه سربازرس جانگ و دوستشو گرفتن به رختشور خونه سر میزنه که میبینه سربازا دارن همهی اونجا رو میگردن به همین علت فرار میکنه تا از قصر خارج بشه . اما سربازا میبیننشو دنبالش میکنن اون جلوی یکی از خروجی ها میاد پشت دیوار کفشاشو در میاره و نوک شون پیدا بوده به همین علت سربازای جلوی خروجی میان که اونو که پنهان شده بوده رو بگیرن ولی میبینن که فقط کفشاش هست و اونم از فرصت استفاده میکنه و فرار میکنه .

شب شده و دونگی در مسافرخونه ای هست که برای سولهی هست و ناراحت هست که هیچ راهی نداره . مشغول نواختن هاگیوم میشه .

در این هنگام هم امپراتور بیرون قصر هست و ناگهان صدای اونو میشنوه و دنبال صدا میره و دونگیی رو میبینه … :cry:


خوب دیگه اینم پایان قسمت 28 سریال دونگیی از : ܔ❀ بهترین های من ܓܨ (2online4.ir)

 

این قسمت یکی از قشنگترین قسمتای سریال بود امید وارم که تونسته باشم قشنگ خلاصش کنم و شما هم ازش لذت برده باشید . اگر ازش لذت برده باشید دلیلش اینه که از ماجراهایی که توی قسمتای قبلی براش رخ داد باخبر بودید وگرنه اگر یک راست به سراغ این قسمت میومدید شاید لذت الانو نمیبردید.

کسایی که دیگه نمیخوان دونگیی رو ببینن میتونن این قسمت رو به عنوان یک پایان برای این سریال درنظر بگیرن وگرنه از قسمت بعد دوباره یه ماجرایی شروع میشه که دوباره چشم انتظارتون میزاره مثل من. :lol: و دوست دارید بدونید اخرش چی میشه.

 

دیگه نمی گم قسمت بعد رو کی میزارم میترسم یه اتفاقی بیوفته نشه و بدقولی کرده باشم  اما حدودا فردا شب ساعت 21 اگر مشکلی پیش نیاد .

یا حق

 

منبع : بهترین های من

این پست 823 روز پیش منتشر شده است .
خوشحال میشم نظر شما رو هم بدونم


Mohammad N.


کپی از مطالب فقط بادرج لینک منبع مجاز هست درغیر این صورت حقی  بر عهده
شماســـت.

281 پاسخ در “خلاصه سریال دونگ یی قسمت 28”

  • به جون مادرم عکساش هیچ کدوم نمیاد!!!!!!!!!!

    • قسمتای زیر 30 تمام عکسا حذف شدن

      • آخه چرا عکساش حذف شدن؟؟؟؟؟؟؟؟من ایمیلم اینه mksnpa@gmail.com لطفا اگه میتونی عکسا رو برام میل کن مرسیییییییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

        • فعلا نمیتونم اگر فرصت کردم اول همینجا رو درست میکنم

  • خیلی خوب بود

  • به به چقدر عکس داره اصلا انگار گالری عکسه

    • ممنونم اگر پیداشون کردم اصلاحش میکنم

      • ببخشید اصلاش چیه

        • منظورم اصلاح بود . باید آرشیومو بررسی کنم ببینم عکسا توی کدوم هارد ذخیره شدن

          • ببخشید که حاضر جوابی کردم حتما می گی عوض دستم درد نکنه است من انقدر هام بی ادب نیستم مرسی بابت گذاشتن وقتت برای تایپ خلاصه ها.

          • اختیار دارید

  • ممنون.خیلی خوب بود ولی چرا عکس ها نمی یاد؟

    • سروری که عکسا روشون بود حذف شد البته توسط ادمینش و منم دیگه نرسیدم دوباره بارگذاریشون کنم

  • من که خوشم میاد

  • ببخشید شما فتین عکسا باز میشه ولی من هر کاری میکنم عکسا باز نمیشه من تا قسمت 28 رو تونستم ببینم ولی از 27رو نمیتونم ببینم چرا؟؟؟؟؟

    • پست های قدیمی رو نرسیدم عکساشونو دوباره آپ کنم( به دلیل حذف شدن سرور عکسا در 2 سال پیش)

  • ببخشید شما گفتین عکسا باز میشه ولی من هر کاری میکنم عکسا باز نمیشه من تا قسمت 28 رو تونستم ببینم ولی از 27رو نمیتونم ببینم چرا؟؟؟؟؟

    • متاسفانه سرور عکسا پاک شد و فرصت نشد دوباره جای دیگه آپشون کنم

  • ممنونننننننننننننن

  • ببخشید یه سوال من اولای دونگ یی رو ندیدم چه رازی از گذشته دونگ یی در میونه که ازش میترسه؟

  • پدر دونگ یی و برادرش جزو گروه شمشیرزنان بودن و پدرش رئیس اونا بود که افرادی توطئه کردن و اشرافی ها رو کشتن و گناهشو به گردن این گروه انداختن و بعد پدر دونگیی به جرم کشتن یکی از وزیران (که اون وزیر پدر رئیس سئو بود و رئیس سئو به پدر دونگیی استاد میگفت و اونو از دوستانش میدونست ) کشته شد و دونگیی فرار کرد…
    البته خیلی خلاصه بود…

  • این پدرش عضو گروه شمشیر زنان مبارز بوده

  • بله ولی خیلی ممنون
    خیلی خلاصه دونستن از اصلا ندونستن بهتره :mrgreen: :lol:

  • بله هم پدر هم برادر و هم چانسو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

nucler